روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:
«شما برای چی می نویسید استاد؟ »
برنارد شاو جواب داد:
«برای یک لقمه نان»
نویسنده جوان برآشفت که:
«متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »
وبرنارد شاو گفت:
«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »
اگه تو تاکسی و اینا چار پنج تا اسمس دادین دستتون خسته شد
بدید بغل دستیتون ادامه شو براتون بنویسه. اون بیشتر در جریانه...
روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:
آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است
برنارد شاو هم سریع جواب میدهد:
بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!
می گویند: "مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:
فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . . چه محشری می شوند!
"اینشتین”در جواب نوشت:
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.
واقعا هم که چه غوغایی می شود!
ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!
-ازرش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند.
-ارزش یک هفته را سر دبیرهفته نامه می داند.
-ارزش یک ساعت را پدری می داند که پشت در اتاق عمل انتظار تولد فرزندش را می کشد.
-ارزش یک دقیقه را کسی می داند که از قطار جا مانده است.
-ارزش یک ثانیه را کسی می داند که از حادثه ای مرگبار جان سالم به در برده است.
هر لحظه گنجی بزرگ است..
گنجتان را به آسانی از دست ندهید..!
..و باز به خاطر بیاورید که:
زمان به خاطر هیچ کس منتطر نمی ماند..
دیروز به تاریخ پیوست..فردا معماست..و امروز هدیه است.
اثر جالب یک جوان سیاه پوست:
وقتی به دنیا آمدم سیاه بودم
وقتی بزرگ شدم بازهم سیاه بودم
وقتی جلوی آفتاب میروم بازهم سیاهم
وقتی میترسم هم سیاهم
وقتی سردمه هم سیاهم
وقتی مریضم بازهم سیاهم
وقتی هم بمیرم باز سیاه خواهم بود
..................
و تو ای دوست سفید من
وقتی به دنیا آمدی صورتی بودی
وقتی بزرگتر شدی سفید بودی
وقتی جلوی آفتاب میروی قرمز میشوی
وقتی میترسی زرد میشوی
وقتی مریضی سبز میشوی
وقتی هم بمیری خاکستری میشوی
و تو به من میگویی رنگین پوست!!!!!
انسان نمی تواند
به آسمان نیندیشد!
چگونه می تواند؟!
مگر انسانهایی که
عمر را بی چرا،
به چریدن مشغول اند
و
سر به زمین فرو برده اند
و پوزه در خاک دارند
و غرق در آب
و علف اند
اینها که ((گوسفندان)) دوپایند!
"علی شریعتی"
بابا اینارو واسه خودت میگم خب!حتما این فک باید بجنبه! با وجودی که اجداد ما از برگ گیاهان و صمغهای طبیعی برای تمیز کردن دندانها و خوشبو شدن دهانشان استفاده میکردند اما به نظر میرسد صنعت جهانی 30 میلیارد دلاری تولید آدامسها و پودرهای سفیدکننده در عصر حاضر به اندازه روشهای طبیعی گذشتگان در این زمینه مفید و موثر نبوده است. در واقع بیشتر آدامسهایی که امروزه تولید میشوند مملو از مواد شیمیایی سمی، رنگهای مصنوعی، مواد شیرین کننده و طعمدهندههای مصنوعی هستند.
به گزارش سایت اینترنتی ارگانیک، به رغم اینکه دندانپزشکان ادعا میکنند جویدن آدامسهای بدون قند برای کاهش پلاک و پوسیدگی دندانها مفید است اما در این مقاله هشت دلیل قانع کننده ارائه شده که شما را وادار میسازد این عادت نامناسب و مضر را ترک کنید. این هشت دلیل عبارتند از:
یک اثبات
کاملا منطقی...
Study = Don't fail (1
Don't study = Fail(2
2+1
Study + Don't study = Don't fail + Fail
Study (1+don't) = Fail (1+don’t)
Study = Fail
So...don't study
نتیجه مهم اینجا بود که کلا درس مرس تعطیل....
بهترین لحظات زندگی از دیدگاه چارلی چاپلین
-آن قدر بخندی که دلت درد بگیره
بعد از این که از مسافرت برگشتی ببینی هزارتا نامه داری
-آخرین امتحانت رو با نمره ی بالا پاس کنی
-در شلواری که خیلی وقته ازش استفاده نکردی پول پیدا کنی
-برای خودت در آینه شکلک در بیاری و بخندی
-به طور تصادفی بشنوی یکی داره ازت تعریف میکنه
-عضو یک تیم بشی
واقعا همین
طوره!!!نه؟؟
بلبل را ببین که حتی در قفس هم میخواند
پروانه را ببین که حتی با وجود کوتاهی عمر، از پرواز دست نمیکشد
طاووس را ببین که زشتی پاهایش، افسردهاش نساخته
زرافه را ببین که هرگز گردنکشی نمیکند
کرم را ببین که بیدست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته
جغد را ببین که شبها چگونه به مراقبه مشغول است
عقاب را ببین که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است
سگ را ببین که تو نجس میخوانیَش اما او به تو وفادار مانده
گوسفند را ببین که چگونه قربانی خوشیها و ناخوشیهای توست
زنبور را ببین که چگونه از گل شهد برمیآورد و از دشمن دمار
لاکپشت را ببین که چگونه شجاعانه به جای لاک دیگران در لاک خود پنهان شده
پشه را ببین که چگونه غرور و عظمت تو را در هم میشکند و خشم نهفتهات را بیرون میریزد
ماهی را ببین که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام میاندازد
اسب را ببین که چگونه از روی نجابت به ولی نعمت خود خدمت میکند
وکرکس را نبین که پیوسته در انتظار مرگ دیگران است
طوطی را نبین چرا که بیاندیشه هر گفتهای را تکرار میکند
کفتار را نبین چرا که خفت ریزهخواری میکشد
ملخ را نبین چرا که تاراجگر زحمات دیگران است
عنکبوت را نبین چرا که تنها به فکر بنای خوان خود است
عقرب را نبین چرا که در دشواریها به جای حل مسئله، حلال مسئله را میکشد
و پرندگان را ببین که چگونه به هنگام آشامیدن، نظری نیز به آسمان دارند
به یاد همه ی اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه !
به یاد بیل که هر قدر بره تو خاک براق تر می شه !
به یاد همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن !
به یاد کسی که وقتی خودش برنده شد گفت:اون رفیق منه ! وقتی من باختم گفت:من رفیقتم !
به یاد کسی که بهش زنگ می زنی خوابه ولی واسه این که دلت رو نشکنه میگه:خوب شد زنگ زدی باید بیدار می شدم !
به یاد همه ی کسایی که دلشون از یکی دیگه گرفته ولی برای این که خودشون رو آروم کنن میگن:به خاطره غروب پاییزه !
به یاد اونایی که اگه صد لایی ایزوگامشون بکنن بازم معرفت ازشون چیکه می کنه !
به یاد دوست خوبی که مثل خط سفید وسط جاده است تکه تکه می شه ولی بازم پا به پات می یاد !
به یاد باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هر چی نامرده !
به یاد پدری که لباس خاکی و کثیف می پوشه و میره کارگری برای سیر کردن شکم بچش اما بچش خجالت می کشه به دوستاش بگه این پدرمه !