اثر جالب یک جوان سیاه پوست:
وقتی به دنیا آمدم سیاه بودم
وقتی بزرگ شدم بازهم سیاه بودم
وقتی جلوی آفتاب میروم بازهم سیاهم
وقتی میترسم هم سیاهم
وقتی سردمه هم سیاهم
وقتی مریضم بازهم سیاهم
وقتی هم بمیرم باز سیاه خواهم بود
..................
و تو ای دوست سفید من
وقتی به دنیا آمدی صورتی بودی
وقتی بزرگتر شدی سفید بودی
وقتی جلوی آفتاب میروی قرمز میشوی
وقتی میترسی زرد میشوی
وقتی مریضی سبز میشوی
وقتی هم بمیری خاکستری میشوی
و تو به من میگویی رنگین پوست!!!!!
قشنگ بود
میسی
ایول.خیلی خیلی قشنگ بود.
توی این دوره زمونه که پوست که هیییییییییچ!!! ذات آدما هم رنگین شده!!دیگه از 2رنگی هم فراتر رفته و همه واسه هم نقش بازی میکنن!!!
میسی
واقعا همین طوره
بابا فلسفه. منو تحت تاثیر قرار دادی.اینجوری:
واقعا راست میگه دیگه!!!
اگه اشتباه نکنم این متن یه جایزه خفن ادبی برده بود ...یه نویسنده آمریکایی اصل نوشته بودش ...
خیلی باحااال بود دوستم
mamnun dustam
باشه حالا توئم یه متن تکراری نوشتی ماهم واس دلخوشیت خوندیمش....ولی انتظار نداشته باش ک بگم: "مرسی،خوب بود و..."
ب هر حال....تشکر،دوست من!
سلام ، میتونم بگم این وبلاگ کمتر از یه سایت نیست واقعا عالیه
سال نو بر شما مبارک
موفق باشید
یه دوست مای لندی
ممنونم عزیزم
قشنگ بود
سال نوت هم مبارک
منم یه سیاه پوستم
mamnun
kheili bahal booood
میسی عزیزم
جالب بود

راس میگه خب
والا...